دارد دل ما راه...

دارد دل ما راه نجاتي ديگر
در مشهد و در قم، عتباتي ديگر
بر بانوي با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتي ديگر

سائل لطف نوشتند...

سائل لطف نوشتند بني آدم را
سرِ اين سفره نشاندند همه عالم را
صبح فردا عجبي نيست اگر بنشانند
يك طرف آسيه و يك طرفت مريم را
حسِ معراج نشينيِ من اين است فقط
گوشه اي از حرمت پهن كنم بالم را
در ضريحت شرف آدميت ريخته اند
پس محال است كه آدم نكند آدم را
همه بالفعل مسيح اند اگر پخش كنند
نفسِ دختر موسايِ مسيحا دم را
مثل يك عرش براي تو حرم ساخته اند
كاش مي شد حرم حضرت زهرا هم را
با گدايي حرم فخر به دنيا داريم
هر چه داريم از اين دختر موسي داريم
*****
قصد كردي بكِشي و بكِشاني همه را
تا به معراجِ بلندت برساني همه را
ريشه هاي دلِ ما رشته اي از چادر توست
چادرت را بتكان تا بتكاني همه را
به خدا ذره اي از خانمي ات كم نشود
چه براني همه را و چه بخواني همه را
تربت پاي تو بودن چه به ما مي آيد
پس چه بهتر سر راهت بنشاني همه را
يك دو قرباني ما نيست برازنده ي تو
وقت آن است بيايي بستاني همه را
بشكند گر سر عشاق فداي سر تو
همه ي ما به فداي نخي از معجر تو
*****
ما گداييم همه وقت نظر داشتنت
خاك پاييم همه وقت گذر داشتنت
آمدي مردم ايران به نوايي برسند
ور نه جز اين كه بهانه ست سفر داشتنت
علم شد تربت سجاده ي بيت النّورت
حوزه ي علميه شد لطف سحر داشتنت
يك نفس در جگرت سوخت و شد روح ا...
بركت داشت چقدر، آهِ جگر داشتنت
فتنه اي آمد و چون فاطمه جمعش كردي
اي به قربان تو و سينه سپر داشتنت
در طريقت نفس از پا كه بيفتد خوب است
سير معراج به اين جا كه بيفتد خوب است
*****
گاه بابا سخنش را به تو تنها مي گفت
چون نبي گر چه علي داشت به زهرا مي گفت
جايگاه تو چنان در نظرش بالا بود
جاي آن داشت به تو اُمِّ ابيها مي گفت
دست خطِ تو كه مي ديد فقط مي بوسيد
تا كه يادِ تو مي افتاد "فداها" مي گفت
خبر از عصمت بي چون و چرايت مي داد
هر امامي كه مقامات شما را مي گفت
عمه ي كرب و بلا در تو تجلي كرده
بايد اين آينه را زينب كبري مي گفت
بر روي چشم همه جاي شما محفوظ است
احترام تو در اين شهر خدا محفوظ است
*****
مطمئن باش در اين شهر پريشان نشوي
بي برادر نشوي پاره گريبان نشوي
مطمئن باش كسي سنگ نمي اندازد
از عبورت ز سر كوچه پشيمان نشوي
محملت بر روي چشم همگان جا دارد
به خدا مورد آزار مغيلان نشوي
آن قدر پوشيه و حله سرت مي ريزند
زير يك معجر پاره شده پنهان نشوي
زيور آلات تو را مردم اين جا نبرند
وسط خيمه ي آتش زده حيران نشوي
محملت شعله ور از واژه ي غارت نشود
حَرمت بسته به زنجير اسارت نشود
*****

اي حج دل بر گرد ...

اي حج دل بر گرد حائر تو
وي چـارده معصوم، زائـر تو
گنج خدا پنهان به سينه ي قم!
معصومـه! زهراي مدينه ي قم!
درّ يتيـم گنجِ مهـر عصمت!
انسيه‌ الحورا، سپهـر عصمت!
ســر تـا قـدم آيينـه ي ولايت
قــرآن روي سينـه ي ولايـت
زهراي مرضيه است مادر تو
مريم توسل جسته بر در تو
جبريل اگر رو جانب قم آرد
بـر تـو يريـد ا... عنکـم آرد
آيينـــه ي روي امــام هفتــم
روح دو پهلـوي امـام هفتم
فيضيه را بر تربتت سجود است
فيضيـه ي تـو عالـم وجود است
ريحانـه الــروح محمـدي تو
سيب بهشت هشت احمدي تو
زهـرا کتـاب الله، کوثـرش تو
قم مسجدالحرام و هاجرش تو
نــور جهانتــاب ائمـه‌اي تو
معصومه‌اي بـاب ائمـه‌اي تو
با آن که در قلب زمين نهاني
بـاب‌المــراد اهــل آسمانـي
زهرا و زينب تو يک جمـاليد
مرآت حسن ذات ذوالجلاليد
توحيـد دريـا و تـو دُر نابش
زهراست خورشيد و تو آفتابش
عصمت گلي از نقش دامن تو
پيراهن زهـراست بـر تن تو
بالاي هـر گلـدسته ي تو جبريل
زيبد که بگشايد زبان به تهليل
بايـد در ايوان تـو بـا حلاوت
روح‌الاميـن قرآن کند تلاوت
صحنين تو برتر ز عرش اعلا
قبر تو قبر زينب است و زهرا
ايوان تو اي دخت پاک موسي
دارالسلام مريم است و عيسي
شفيعـه ي فـرداي محشـري تو
نايبــه ي عمّــه و مــادري تو
خورشيد را نور رخت وضو داد
ذيقعـده را ميـلادت آبرو داد
آيينــه ي بــرادري و بـابــي
يک مـاه در بيـن دو آفتابي
در سير مصحف رخـت برادر
ياد آرد از قدر و جـلال مادر
جلال تـو جلال کبريـايي‌ است
شايستــه ي سيــده النسـايي‌ است
پدر که چون جان به برت کشيده
بوي بهشت از سينه‌ات شنيده
زيبد که‌ اي ياس بهشت طاها
گويـد پــدر دربـاره‌ ات فـداها
بستـان علـم و حکمت ائمــه
شـايستـه ي تـو عـصمت ائمــه
باغ جنـان تقــديم تـار مويت
فردوس و رضوان دو گداي کويت
مـدح تـو از نطـق بشـر نيـايد
جــز از بــرادر و پـدر نيــايد
بايد ز طـوس آيـد امام هشتم
وصف تو را گويـد به مردم قم
بالاتـري از وصف خلـق عالم
قدر و جلال تو کجا و «ميثم»؟

ولادت حضرت معصومه(س) - سرود 1

با عطر و بوي مرتضي بوي گل آيد از فضا
عيد ميلاد فاطمه است چشمت روشن امام رضا!
يا معصومه خوش آمدي(2)
*****
تو در بحـر کوثـري، عطـر سيب پيمبري
دخت موسي ‌بن ‌جعفري تو زهراي مکرري
يا معصومه خوش آمدي(2)
*****
بنت مرضيـه‌البتـول روح و ريحانـه ‌الرسـول
امشب از لطف و مرحمت بايد ما را کني قبول
يا معصومه خوش آمدي(2)
*****
روح و ريحان نجمه‌اي، جان و جانان نجمه‌اي
خورشيـد روي دامـن و مـاه تابان نجمه‌اي
يا معصومه خوش آمدي(2)
*****
امشب در قم قيامت است عيد جود و کرامت است
بـا ديـدار جمـال تـو روشـن چشم امامت است
يا معصومه خوش آمدي(2)
*****
اي ذکرت روح ربنا برتر از مدح و از ثنا
فاطمـه اشفعـي لنـا فاطمـه اشفعي لنا
يا معصومه خوش آمدي(2)
*****
بزم مـا را صفـا بـده قلب مـا را شفا بده
عيد جشن تولدت امشب عيدي به ما بده
يا معصومه خوش آمدي(2)
*****