بر چشم پر ز خونت تير جفا نشسته
هم دست تو بريده، هم پشت من شکسته
تنها برادر من تمام لشکر من(2)
*****
جز تو چه کس به خيمه، راه عدو ببندد
مگذار اي برادر، دشمن به من بخندد
تنها برادر من تمام لشکر من(2)
*****
آه از جگر برآرم، خون از دو ديده شويم
شايد ميان ميدان، دست تو را بجويم
تنها برادر من تمام لشکر من(2)
*****
اشکم روان ز ديده، آهم درون سينه
آتش گرفته قلبم، از گريه ي سکينه
تنها برادر من تمام لشکر من(2)
*****
بي‌تو، چگونه رويِ رفتن به خيمه‌گاهم؟
برخيز و بين، به خنده، دشمن کند نگاهم
تنها برادر من تمام لشکر من(2)
*****