مولا اميرالمؤمنين حقت ادا شد
دست علمدار حسين از تن جدا شد
نقش خاک و خون، شاخه ي ياس است
زير دست و پا دست عباس است
يا ابوفاضل(2)
*****
اي آل‌ عصمت از دو ديده خون فشانيد
عباس شد نقش زمين قرآن بخوانيد
بوي غربت شد در حرم احساس
آه و واويلا کشته‌شد عباس
يا ابوفاضل(2)
*****
پژمرده از غم دسته‌ گل‌هاي مدينه
سقاي تشنگان شده چشم سکينه
پيکر سقا در بيابان است
جام خالي در دست طفلان است
يا ابوفاضل(2)
*****
از داغ سقا خيمه‌ها را غم گرفته
زهرا کنار علقمه ماتم گرفته
رفته از دست تشنگان چاره
همه مي‌گردند دور گهواره
يا ابوفاضل(2)
*****
واويلتا اين شاخه ي ياس حسين است
قرآن زهرا دست عباس حسين است
چشم آل‌ ا... سوي اين دست است
بوسه ي حيدر روي اين دست است
يا ابوفاضل(2)
*****
افتاده از زين، زاده ي مولي الموالي
نقش زمين شد هم علم هم مشک خالي
اين همه هست سيد الناس است
علم و مشک و دست عباس است
يا ابوفاضل(2)
*****
سردار بي‌دست حسين در خون تپيده
رنگ حسين ‌بن ‌علي از رخ پريده
آه زينب از سينه برخيزد
اشک زهرا بر زخم او ريزد
يا ابوفاضل(2)
*****
تا تير کين بر ديده ي سقا نشسته
پشت حسين ‌بن ‌علي از غم شکسته
بي‌ پسر گرديد ساقي کوثر
زينب کبري مي‌زند بر سر
يا ابوفاضل(2)
*****
تنهايي و اندوه و غم يار حسين است
خون، جاري از چشم علمدار حسين است
يوسف زهرا خون ‌جگر گشته
بي‌ برادر در خيمه برگشته
يا ابوفاضل(2)
*****
بر لوح عاشورا خط گلگون کشيدند
سرو قد عباس را در خون کشيدند
لشکر کوفه خنده سر کردند
داغ سقا را تازه ‌تر کردند
يا ابوفاضل(2)
*****