گفتم اي دل به ...
گفتم اي دل به جان رسيدم گفت
زچه گفتم از آنچه ديدم گفت
زچه خم گشته قامتت گفتم
از غم هجر او خميدم گفت
تو کجا و غمش کجا گفتم
اين بلا را به جان خريدم گفت
عجب از اشک آه تو گفتم
به خدا زين دو، روسپيدم گفت
با گناهان چه مي کني گفتم
که علي مي دهد نويدم گفت
به که دل بسته بگو گفتم
کسته عشق آن شهيدم گفت
ديده اي کربلاي او گفتم
اين بود منتها اميدم گفت
در مديحش بگو سخن گفتم
من ز پير خرد شنيدم گفت
که در او بين جلال سرمد را
صورت و سيرت محمد را
*****
دل زدنيا گسسته ام امشب
خوش از اين دام رسته ام امشب
تا شود خانه ي محبت دوست
دل زدنيا گسسته ام امشب
پي تجديد عهد با جانان
همه عهدي شکسته ام امشب
در هواي طواف کعبه عشق
با احرام بسته ام امشب
مژده آمد که ميرسد از راه
آن نگار خجسته ام امشب
به اميدي که دست من گيرد
سر راهش نشسته ام امشب
تا زديدار او صفا يابد
اين دل و جان خسته ام امشب
ارمغانم به آستانه ي او
بود اين گل که بسته ام امشب
که در او بين جلال سرمد را
صورت و سيرت محمد را
*****
عقل کل را نظير مي آيد
عشق را وزير مي آيد
نهر ديگر جدا شد از کوثر
يا که خير کثير مي آيد
بار ش رحمت خدا امشب
بر کبيرو صغير مي آيد
امشب از توده گنه کاران
ناله يا مجير مي آيد
هر دم از بندگتن خاک نشين
بانگ نعم الأمير مي آيد
زسرا پرده جلال حسين
طرفه ماهي منير مي آيد
کز تجلاي روي زيبايش
مهر گردون حقير مي آيد
پسري داده بر حسين خدا
که پدر را نظير مي آيد
اوست روح کرامت و کرمش
خلق را دستگير مي آيد
شيري از بيشه علي برخاست
که چو او شير گير مي آيد
خون، خون خداست در بدنش
که چنين دلپذير مي آيد
او علي اکبر است و در مدحش
نغمه از عقل و پير مي آيد
که در او بين جلال سرمد را
صورت و سيرت محمد را
*****
چرخ دين جلوه اي دگر دارد
ماهي از مهر خوبتر دارد
آسمان را بگو برون آرد
ماه از اين خوبتر اگر دارد
پسري در کمال زيبايي
جاي در دامن پدر دارد
شد زلطف خدا حسين پدر
پسرت ياعلي پسر دارد
جاي زهرا در اين ميان خالي است
کز رخ طفل بوسه بر دارد
نيست زهرا ولي بود زينب
که چو جان طفل را ببر دارد
ديد حق بر حسين و داغ دلش
کز غم سيد البشر دارد
خواست کز خاطر خطير حسين
اين غم جانگداز بر دارد
داد او را يگانه فرزندي
که نشان از پيامبر دارد
مي کند ياد جد اطهرا خويش
تا به رخسار او نظر دارد
او علي اکبر است و در وصفش
اين سخن را ملک زبر دارد
که در او بين جلال سرمد را
صورت و سيرت محمد را
*****
زچه گفتم از آنچه ديدم گفت
زچه خم گشته قامتت گفتم
از غم هجر او خميدم گفت
تو کجا و غمش کجا گفتم
اين بلا را به جان خريدم گفت
عجب از اشک آه تو گفتم
به خدا زين دو، روسپيدم گفت
با گناهان چه مي کني گفتم
که علي مي دهد نويدم گفت
به که دل بسته بگو گفتم
کسته عشق آن شهيدم گفت
ديده اي کربلاي او گفتم
اين بود منتها اميدم گفت
در مديحش بگو سخن گفتم
من ز پير خرد شنيدم گفت
که در او بين جلال سرمد را
صورت و سيرت محمد را
*****
دل زدنيا گسسته ام امشب
خوش از اين دام رسته ام امشب
تا شود خانه ي محبت دوست
دل زدنيا گسسته ام امشب
پي تجديد عهد با جانان
همه عهدي شکسته ام امشب
در هواي طواف کعبه عشق
با احرام بسته ام امشب
مژده آمد که ميرسد از راه
آن نگار خجسته ام امشب
به اميدي که دست من گيرد
سر راهش نشسته ام امشب
تا زديدار او صفا يابد
اين دل و جان خسته ام امشب
ارمغانم به آستانه ي او
بود اين گل که بسته ام امشب
که در او بين جلال سرمد را
صورت و سيرت محمد را
*****
عقل کل را نظير مي آيد
عشق را وزير مي آيد
نهر ديگر جدا شد از کوثر
يا که خير کثير مي آيد
بار ش رحمت خدا امشب
بر کبيرو صغير مي آيد
امشب از توده گنه کاران
ناله يا مجير مي آيد
هر دم از بندگتن خاک نشين
بانگ نعم الأمير مي آيد
زسرا پرده جلال حسين
طرفه ماهي منير مي آيد
کز تجلاي روي زيبايش
مهر گردون حقير مي آيد
پسري داده بر حسين خدا
که پدر را نظير مي آيد
اوست روح کرامت و کرمش
خلق را دستگير مي آيد
شيري از بيشه علي برخاست
که چو او شير گير مي آيد
خون، خون خداست در بدنش
که چنين دلپذير مي آيد
او علي اکبر است و در مدحش
نغمه از عقل و پير مي آيد
که در او بين جلال سرمد را
صورت و سيرت محمد را
*****
چرخ دين جلوه اي دگر دارد
ماهي از مهر خوبتر دارد
آسمان را بگو برون آرد
ماه از اين خوبتر اگر دارد
پسري در کمال زيبايي
جاي در دامن پدر دارد
شد زلطف خدا حسين پدر
پسرت ياعلي پسر دارد
جاي زهرا در اين ميان خالي است
کز رخ طفل بوسه بر دارد
نيست زهرا ولي بود زينب
که چو جان طفل را ببر دارد
ديد حق بر حسين و داغ دلش
کز غم سيد البشر دارد
خواست کز خاطر خطير حسين
اين غم جانگداز بر دارد
داد او را يگانه فرزندي
که نشان از پيامبر دارد
مي کند ياد جد اطهرا خويش
تا به رخسار او نظر دارد
او علي اکبر است و در وصفش
اين سخن را ملک زبر دارد
که در او بين جلال سرمد را
صورت و سيرت محمد را
*****
شاعر: سید رضا مؤید
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 1:42 توسط مهدی سروری
|