طبيب! باز مکن زخم ...
طبيب! باز مکن زخم فرق مولا را
مگـر نمـي شنـوي ناله هـاي زهـرا را؟
طبيب! کـار ز دسـت کسـي نمـي آيد
که سوي قبله کشيده است شيرحق ما را
طبيب! زهـر بــه قلب علـي اثر کرده
نشـان دهـد رخ زردش يتيمـي مـا را
طبيب! نسخه ي زخم علي فقط کفن است
به حال خويش گـذار اين امام تنها را
طبيب! رفت و علي چشم هاي خود را بست
بـراي مــردم دنيـا گـذاشت دنيـا را
علي به شوق ملاقات دوست وقت نماز
ز خون زخم جبين شست روي زيبا را
چه شـد امام عزيزي که آبياري کرد
به گريه ي شب خود نخل هاي خرما را؟
کشيده سر به فلک نخل هاي کوفه هنوز
کــه بشنـوند صــداي اذان مــولا را
الا تمــام يتيمــان کوفــه! بشتــابيد
کـه بنگريــد دم مـرگ، روي بـابـا را
هزار حيف که دنيا شبانه چون زهرا
به خـاک کـرد نهـان آفتـاب دل ها را
هزار خار ز هر گل به ديده ات «ميثم!»
اگـر بـدون علـي در جنـان نهي پا را
مگـر نمـي شنـوي ناله هـاي زهـرا را؟
طبيب! کـار ز دسـت کسـي نمـي آيد
که سوي قبله کشيده است شيرحق ما را
طبيب! زهـر بــه قلب علـي اثر کرده
نشـان دهـد رخ زردش يتيمـي مـا را
طبيب! نسخه ي زخم علي فقط کفن است
به حال خويش گـذار اين امام تنها را
طبيب! رفت و علي چشم هاي خود را بست
بـراي مــردم دنيـا گـذاشت دنيـا را
علي به شوق ملاقات دوست وقت نماز
ز خون زخم جبين شست روي زيبا را
چه شـد امام عزيزي که آبياري کرد
به گريه ي شب خود نخل هاي خرما را؟
کشيده سر به فلک نخل هاي کوفه هنوز
کــه بشنـوند صــداي اذان مــولا را
الا تمــام يتيمــان کوفــه! بشتــابيد
کـه بنگريــد دم مـرگ، روي بـابـا را
هزار حيف که دنيا شبانه چون زهرا
به خـاک کـرد نهـان آفتـاب دل ها را
هزار خار ز هر گل به ديده ات «ميثم!»
اگـر بـدون علـي در جنـان نهي پا را
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:33 توسط مهدی سروری
|