امشب کتاب عمر علي ...
امشب کتاب عمر علي بسته مي شود
مرد خدا ز دام بلا رسته مي شود
دستي که بر نوازش ايتام باز بود
افسوس در ميان کفن بسته مي شود
احساس راحتي کند از تيغ جان گذار
از خلق روزگار ز بس بسته مي شود
انکار عدل او نکند تا که هيچ کس
مهر عدالتش سر بشکسته مي شود
او را نکشت تيغ جفا، درد و داغ کشت
عمرش به سر ز عقده ي پيوسته مي شود
آن آرزوي مرگ که بعد از بتول داشت
امشب اجابت از سر بشکسته مي شود
مرد خدا ز دام بلا رسته مي شود
دستي که بر نوازش ايتام باز بود
افسوس در ميان کفن بسته مي شود
احساس راحتي کند از تيغ جان گذار
از خلق روزگار ز بس بسته مي شود
انکار عدل او نکند تا که هيچ کس
مهر عدالتش سر بشکسته مي شود
او را نکشت تيغ جفا، درد و داغ کشت
عمرش به سر ز عقده ي پيوسته مي شود
آن آرزوي مرگ که بعد از بتول داشت
امشب اجابت از سر بشکسته مي شود
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:34 توسط مهدی سروری
|