مصحف ما، چه به هم...
مصحف ما، چه به هم ريختنت! واي عمو!
چقَدَر تير نشسته به تنت واي عمو!
هم? رختِ تو غارت نشده پاره شده
بس كه يك پارچه با پا زدنت واي عمو!
آمدم تا كه اجازه بدهي و يك يك
نيزه ها را بكشم از بدنت واي عمو!
جان نداده همه بالاي سرت جمع شدند
چه شلوغ است سرِ پيرُهَنَت واي عمو!
آن قدر نيزه زياد است نمي دانم كه
بكشم از بدنت يا دهنت؟ واي عمو
چقَدَر تير نشسته به تنت واي عمو!
هم? رختِ تو غارت نشده پاره شده
بس كه يك پارچه با پا زدنت واي عمو!
آمدم تا كه اجازه بدهي و يك يك
نيزه ها را بكشم از بدنت واي عمو!
جان نداده همه بالاي سرت جمع شدند
چه شلوغ است سرِ پيرُهَنَت واي عمو!
آن قدر نيزه زياد است نمي دانم كه
بكشم از بدنت يا دهنت؟ واي عمو
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ساعت 1:31 توسط مهدی سروری
|