حالا كه راهِ آب دگر ...
حالا كه راهِ آب دگر وا نمي شود
حالا كه چاره اي به تو پيدا نمي شود
حالا كه مشكِ ساقي لب تشنه پاره شد
بين دو نهر قطره مُهَيّا نمي شود
من گريه مي كنم تو بزن چنگ سينه ام
دردي كه بي دواست مداوا نمي شود
اي ماهي فتاده به دور از فراتِ من
اين دست و پا زدن به تو دريا نمي شود
دارد تلظّي ات همه را مي كُشد علي
خواهم كه شير آورم اما نمي شود
از من مخواه تا كه در آغوش گيرمت
بابا نگاه مي كند اين جا نمي شود
شش ماه، شب به پاي تو بيدار بوده ام
امشب كنار من آيا نمي شود؟
بد مادري براي تو بودم كه مي روي؟
واللهِ تيرِ حرمله لالا نمي شود
هم جوشني به قدِّ تو در خيمه ها نبود
هم اين كه روي نيزه سرت جا نمي شود
من لال مي شوم خودت اصلاً به من بگو
بي تو رباب بي كس و تنها نمي شود؟
مادر، نرفته اي تو دلم شور مي زند
صرف نظر از اين سفر حالا نمي شود؟
دارم يقين علي كه پس از پر كشيدنت
ديگر خموش ناله ي زن ها نمي شود
گويد دلم كه ناله نكن بيخودي رباب
اين شيرخواره خوش قد و بالا نمي شود
حالا كه چاره اي به تو پيدا نمي شود
حالا كه مشكِ ساقي لب تشنه پاره شد
بين دو نهر قطره مُهَيّا نمي شود
من گريه مي كنم تو بزن چنگ سينه ام
دردي كه بي دواست مداوا نمي شود
اي ماهي فتاده به دور از فراتِ من
اين دست و پا زدن به تو دريا نمي شود
دارد تلظّي ات همه را مي كُشد علي
خواهم كه شير آورم اما نمي شود
از من مخواه تا كه در آغوش گيرمت
بابا نگاه مي كند اين جا نمي شود
شش ماه، شب به پاي تو بيدار بوده ام
امشب كنار من آيا نمي شود؟
بد مادري براي تو بودم كه مي روي؟
واللهِ تيرِ حرمله لالا نمي شود
هم جوشني به قدِّ تو در خيمه ها نبود
هم اين كه روي نيزه سرت جا نمي شود
من لال مي شوم خودت اصلاً به من بگو
بي تو رباب بي كس و تنها نمي شود؟
مادر، نرفته اي تو دلم شور مي زند
صرف نظر از اين سفر حالا نمي شود؟
دارم يقين علي كه پس از پر كشيدنت
ديگر خموش ناله ي زن ها نمي شود
گويد دلم كه ناله نكن بيخودي رباب
اين شيرخواره خوش قد و بالا نمي شود
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت 20:16 توسط مهدی سروری
|