چگونه با تو بگويم چگونه خواهر رفت
تمام سوي دو چشمم پس از برادر رفت
به جاي آن همه تيري كه بر تنت آمد
لباس كهنه و انگشتر مطهر رفت
صداي حرمله مي آمد و نواي رباب
كنار نيزه ي طفلش ز هوش مادر رفت
حرم در آتش دختر نفس نفس مي زد
نگاه ها پي غارت به سمت دختر رفت
براي غارت يك گوشواره ي كوچك
دو چشم رفت ، گل سر شكست ، معجر رفت