باز اشکم به ديده مي‎آيد
بوي گل‎هاي چيده مي‎آيد
باز از دور بانگ قافله‎اي
که به مقصود رسيده مي‎آيد
اربعين آمد و ز شام بلا
زينب داغديده مي‎آيد
زائري بر زيارت قبري
خار در پا خليده مي‎آيد
بر مزار پدر پريشان حال
پسري غم رسيده مي‎آيد
مادري بر کنار قبر پسر
رنگش از رخ پريده مي‎آيد
خواهرت يا حسين از ره دور
با هزاران پديده مي‎آيد
با سرت همسفر قدم به قدم
صحنه‎ها آفريده مي‎آيد
نخل بار آور قيام تو را
با بيان پروريده مي‎آيد
تار و پود ستم به تيغ زبان
آن که از هم دريده مي‎آيد
سر بلند است از شکست يزيد
گر چه قامت خميده مي‎آيد
بود قصدش کمال نهضت تو
نک به مقصد رسيده مي‎آيد
با زبان قلم «مويد» گفت
باز اشکم به ديده مي‎آيد