شکر خدا که نوکر آل پيمبرم
شکر خدا که شيعه ي زهرا و حيدرم
شکر خدا که لطف شما شاملم شده
شکر خدا که مست مي جام کوثرم
شکر خدا که ريشه ي من حيدري بوَد
يعني ز نسل پُر ثمر پاک قنبرم
شکر خدا که مِهر علي مُهر دل شده
با اين حساب زنده ترين قوم محشرم
شکر خدا ز روز ازل با عنايتش
در بحر پُر تموّج کوثر شناورم
شکر خدا که گر چه تهيدست و مُفلسم
امّا ز مهر آل پيمبر توانگرم
شکر خدا که با همه ي رو سياهي ام
خدمت گذار حضرت زهراي اطهرم
او مادري نمود و مرا انتخاب کرد
شکر خدا که فاطمه گرديده مادرم
هر مادري که حضرت زهرا نمي شود
هر بانويي که امّ ابيها نمي شود  
*****
اي بانويي که خلقت ما را سبب شدي
تو آمدي و امّ ابيها لقب شدي
تو آمدي که بنده ي پاک خدا شوي
تو آمدي و الگوي فضل و ادب شدي
تو سيب سرخ باغ بهشت ولايتي
روز ازل براي نبي منتخَب شدي
در برخي از روايت ارباب معرفت
گاهي رطب شدي و گهي هم عنب شدي
«نسلي که فاطمي نبوَد نسل ابتر است»
اي برگزيده مژده که عالي نسب شدي
همواره در نماز شب خالصانه ات
از فيض بي نهايت حق، لب به لب شدي
بي اعتنا به پاي ورم کرده بوده اي
از بس که غرق طور مناجات رب شدي
ايثار تو ز بس که به عالَم زبانزد است
ضرب المثل براي عجم تا عرب شدي
مصداق «يطعمون علي حبّه» تويي
بنيان گذار واسعه ي مستحب شدي
شام زفاف جامه ي نو هديه داده اي
آري، گره ز کار دو عالَم گشاده اي
*****
نازل شدي و در دل شيعه حرم زدي
پرونده ي سياه بشر را قلم زدي
هر شب براي اهل محل مي کني دعا
طرحي براي بخشش کل اُمَم زدي
با عطر جان فزايِ بهشتيِ خنده ات
همواره طعنه بر گُل باغ اِرم زدي
شأن نزول آيه ي تطهير فاطمه است
نازل شدي و سوره ي کوثر رقم زدي
پرچم به دوش قافله ي دين حق تويي
بر قلّه ي عبادت عالَم علم زدي
پشت و پناه حضرت خيبر گشا شدي
همواره در مسير ولايت قدم زدي
با ذوالفقار نطق و کلام حماسي ات
تيشه به ريشه ي شجر پُر ستم زدي
فانوس نورِ حضرت حق بودي از ازل
تو آمدي و ظلمت شب را بهم زدي
اصل و اساس و پايه ي توحيد، فاطمه است
مهتاب خانواده ي خورشيد، فاطمه است
*****