اين حرف ها حرف دل ...
اين حرف ها حرف دل يک يا کريم است
غصه نخور اي دل خداي ما کريم است
از مشکلات اقتصادي بيم مان نيست
تا ذکر لب ها لا اله الّا کريم است
هرکس پي رزقش به هر در ميزند ليک
روزي ما از روز اول با کريم است
آن که خدا ما را گداي او نوشته
يک چشمه يک دريا نه يک دنيا کريم است
امشب شب تغيير در ضرب المثل هاست
هر چه گدا کاهل بود آقا کريم است
آن کس که رزق عشق من را مينويسد
بر سينه ام نام حسن را مينويسد
*****
چشم انتظار اين سحر چشم سحر ها
در جستجوي اين قمر چشم قمرها
کوه نمک آمد بگو هرجا که رفتي
شيرين تر از قند است اينگونه خبرها
مولا پدر شد مصطفي صاحب پسر شد
پس خوش به حال اين پسر با اين پدر ها
کوري چشم شور آن بيوه زني که
ميترسد از فرداي سبز اين پسرها
بايد عقيقه کرد بايد حرز انداخت
بايد بپوشاني رخش را از نظرها
مولاي ما اسپند ميسوزاند امشب
زهرا برايش چار قل ميخواند امشب
*****
آن حضرتي که عالمي در محضرش بود
از کودکي عيسا مريد منبرش بود
زهرا از او نوبر نمود آيات حق را
پيغمبري کوچک براي مادرش بود
العزةُ لله اين ذکر شريف
نقش نگين حلقه ي انگشترش بود
پيش جذامي ها به رحمت مي نشست و
هم سفره با هر مستمند کشورش بود
هر روز ميلرزيد اگر بين وضويش
از ترس قبر و خوف روز محشرش بود
با اينکه رفته حج پياده بيست باري
گويد چه گويم پيش حق از شرمساري
*****
فرمايشاتت چون چراغ بين راه است
در پاي درست هرکه ننشيند تباه است
فرموده اي که دستگيري ار فقيران
محبوب تر از اعتکاف چند ماه است
فرموده اي که غفلت از ياد خداوند
از ريشه هاي اصلي نخل گناه است
فرموده اي هرکس که حسن خلق دارد
چون روزه دار دائم الذکر و صلاح است
هرکس که با نامحرمي خلوت نمايد
مثل کسي باشد که پيش پرتگاه است
امشب به نام ياکريم العفو گوئيم
با ياعلي و ياعظيم العفو گوئيم
*****
غصه نخور اي دل خداي ما کريم است
از مشکلات اقتصادي بيم مان نيست
تا ذکر لب ها لا اله الّا کريم است
هرکس پي رزقش به هر در ميزند ليک
روزي ما از روز اول با کريم است
آن که خدا ما را گداي او نوشته
يک چشمه يک دريا نه يک دنيا کريم است
امشب شب تغيير در ضرب المثل هاست
هر چه گدا کاهل بود آقا کريم است
آن کس که رزق عشق من را مينويسد
بر سينه ام نام حسن را مينويسد
*****
چشم انتظار اين سحر چشم سحر ها
در جستجوي اين قمر چشم قمرها
کوه نمک آمد بگو هرجا که رفتي
شيرين تر از قند است اينگونه خبرها
مولا پدر شد مصطفي صاحب پسر شد
پس خوش به حال اين پسر با اين پدر ها
کوري چشم شور آن بيوه زني که
ميترسد از فرداي سبز اين پسرها
بايد عقيقه کرد بايد حرز انداخت
بايد بپوشاني رخش را از نظرها
مولاي ما اسپند ميسوزاند امشب
زهرا برايش چار قل ميخواند امشب
*****
آن حضرتي که عالمي در محضرش بود
از کودکي عيسا مريد منبرش بود
زهرا از او نوبر نمود آيات حق را
پيغمبري کوچک براي مادرش بود
العزةُ لله اين ذکر شريف
نقش نگين حلقه ي انگشترش بود
پيش جذامي ها به رحمت مي نشست و
هم سفره با هر مستمند کشورش بود
هر روز ميلرزيد اگر بين وضويش
از ترس قبر و خوف روز محشرش بود
با اينکه رفته حج پياده بيست باري
گويد چه گويم پيش حق از شرمساري
*****
فرمايشاتت چون چراغ بين راه است
در پاي درست هرکه ننشيند تباه است
فرموده اي که دستگيري ار فقيران
محبوب تر از اعتکاف چند ماه است
فرموده اي که غفلت از ياد خداوند
از ريشه هاي اصلي نخل گناه است
فرموده اي هرکس که حسن خلق دارد
چون روزه دار دائم الذکر و صلاح است
هرکس که با نامحرمي خلوت نمايد
مثل کسي باشد که پيش پرتگاه است
امشب به نام ياکريم العفو گوئيم
با ياعلي و ياعظيم العفو گوئيم
*****
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:9 توسط مهدی سروری
|